• ام الهناء
  • ام الهناء
  • ام الهناء
  • ام الهناء
آموزش مجازی دانشگاهیان
درس هایی از حضرت فاطمه
درس هایی از حضرت فاطمه

درس‏هايي از فاطمه عليهاالسلام

فاطمه عليهاالسلام آن بانوي بزرگ ما شهيد شد و نه تنها شيعيان جهان، بلكه همه دوستان و آزادمنشان را عزادار ساخت. او زني در خور احترام و بانويي نمونه‏ و بيمانند در جهان بشريت بود. عمري كوتاه داشت، ولي از همه ساعات و ايام آن در راه بندگي خدا، و نجات انسانها از قيود و انحرافات استفاده كرد.

اينك مائيم و خاطرات فاطمه (عليهاالسلام)، مائيم و روح جهان و تلاش قرآني فاطمه (عليهاالسلام) كه براي زنده داشتن آن خاطرات، سالانه هزاران مجلس وعظ سخنراني برپا مي‏سازيم و به ياد عظمت و بزرگواري‏هاي او احساس غرور مي‏كنيم و جهت رنجها و مصيبت‏هاي وارده بر او اشك‏ها مي‏ريزيم و يا او را وسيله گرانقدري در پيشگاه خدا قرار داده و به عرض حاجت مي‏نشينيم.

فاطمه عليهاالسلام امروز در ميان ما نيست ولي خاطره ناله‏هاي دردمندانه‏اش كه به خاطر نجات امت و اصلاح شوؤن آنها بر مي‏آمد هنوز در گوش‏ها طنينانداز است. و شهادت مظلومانه‏اش حاكي از مقاومت و خطابه جانانه‏اش پرچمي افروخته بر قلب تاريخ براي اعلام حق و قبر پنهانش اعلام نوعي ناامني پديد آمده از غاصبان حق.

اين تلاش‏ها و برنامه‏ها خوب و ارزنده‏اند ولي جهتدهنده به سوي مقصود نيستند و نقش سازندگي و تحولانگيزي آنها اندك است. فاطمه عليهاالسلام براي اين، تلاش نکرد كه به او احسنت و مرحبا بگوئيم و بدان خاطر به شهادت نرسيد كه اشك ما را بدرقه راه كند و يا مجالس عزاي او صرفاً براي عزاداري و توبه نيست كه مقصدي فوق آن مطرح است.

 بهترين توسل

بهترين توسل براي نجات از مشكلات و همّ و غمّي كه در سر راه ماست توسل به راه و رسم حيات فاطمه عليهاالسلام است. فاطمه عليهاالسلام قافله سالار زنان جهان و مايه افتخار دنياي اسلام است. زندگي او بر اساس ايمان و اعتقاد و باور راستين است. عرضه كننده بهترين ايده‏ها و سنت‏هاست و راه او، راه نجات است. و از رمز پيروزي‏ها و انحطاطها در پيروي يا عدم تبعيت از راه و رسم اوست.

گريه بر فاطمه عليهاالسلام بايد گريه معرفت باشد و گريه ندامت از اين كه من گنهكارم چرا كه مي‏توانستم پاك و سالم باشم. چرا گنه كرده‏ام؛ و گريه حسرت كه چرا از كاروان فاطمه (عليهاالسلام) عقب افتاده‏ام. و در پس اين گريه تصميم‏گيري بر اين امر كه ديگر به راه خطا نروم، و حق خدا و خلق را كه بر ذمه دارم ادا كنم.

راه فاطمه (عليهاالسلام) تنها راه ديروز نبوده و نيست كه راه امروز است و هر روز. و تنها راه. شريعت خاص و آئيني ويژه نيست كه راه فطرت است و بدين سان در همه جاي جهان قابل اجرا و عملي است. اگر ما راه فاطمه (عليهاالسلام) را راه اسلام مي‏خوانيم بدان خاطر است كه در باور ما اسلام، آئين فطرت است. تعاليم آن با زمينه‏هاي فطري سازگار است و فاطمه (عليهاالسلام) آنچه را كه دارد از عطاياي الهي است كه در سايه تطابق خود با انديشه‏هاي اسلامي آن را به دست آورده است.

هم او سند مظلوميت است، سند حق‏طلبي است. كبودي بدنش خط روشني بر سيه روزي خصم است و ورم بازويش نشانه بدستيزي دشمن براي كوتاه كردن دست او از دامن حق و اين خود يك سند است. اثر ضربه‏هاي تازيانه بر بدن، خطوط كبودي در آن پديد آوردند كه هر كدام خطوط روشني است بر بي منطقي دشمن.

ذكر يک هشدار بجاست كه گمان نرود نجاتبخشي انسان تنها در سايه گريه بر فاطمه عليهاالسلام حاصل است و يا با گريهي تنها، مي‏توان آلودگي‏ها را از خود زدود. گريه عاطفي و ناشي از دلسوزي‏ها و به خاطر تصوير مصائب جانكاه و دردهاي انساني ستمديده نمي‏تواند گرهي از مشكل بگشايد و عامل نجات گردد كه اگر چنين بود عمر سعد نجات يافته است. زيرا در عصر عاشورا از ديدن مصائب بازماندگان حسين دلش به رقّت آمد و سوخت و قطرات اشك هم نثار كرد.

گريه بر فاطمه عليهاالسلام بايد گريه معرفت باشد و گريه ندامت از اين كه من گنهكارم چرا كه مي‏توانستم پاك و سالم باشم. چرا گنه كرده‏ام؛ و گريه حسرت كه چرا از كاروان فاطمه (عليهاالسلام) عقب افتاده‏ام. و در پس اين گريه تصميم‏گيري بر اين امر كه ديگر به راه خطا نروم، و حق خدا و خلق را كه بر ذمه دارم ادا كنم. و سختگيري بر خود از طريق عبادتي چون عبادت فاطمه (عليهاالسلام)، که لذت گناه را فراموش كنم و حتي گوشت روئيده از گناه را ذوب نمايم و حال و عملم خلاف آن باشد كه بوده است.

ياد فاطمه عليهاالسلام

فاطمه (عليهاالسلام) را بايد هميشه به ياد داشت و ياد او بايد ياد عشق در ايمان باشد و ياد عاطفه و احساس توام با تعقل او درخور ياد كردن و ذكر است؛ بدان خاطر كه تصوير آزادگي او به ما درس آزادي مي‏دهد، خاطره حقطلبيش به ما درس وظيفه و جرئت و شهامت مي‏دهد و يا مبارزه‏اش در ما روح مبارزات حق‏طلبانه را احياء مي‏كند.

او با عمل درس داد، درس توّلا و تبّرا، درس همرزمي با همسر در تعقيب هدف مشترك، درس صفا و اخلاص در كارها، درس انجام وظيفه هدايت براي زنان، درس كمككاري براي مردم، درس زير بازوگيري، درس بيان حق، درس از خود گذشتگي و ايثار، درس ثبات قدم در برابر متجاوزان و غاصبان، درس حجاب و پوشش، درس پرچمافرازي و گاهي پرچم ساختن مظلوميت، حتي پنهان کردن جنازه و قبر خود براي هشيار كردن.

ما با ياد فاطمه عليهاالسلام و موضعگيريهايش بايد اين درس را داشته باشيم كه به موضع‏گيري انديشه در شرايط گوناگون و متفاوت زندگي دست يابيم و در هر مساله و مشكل از خود سوال كنيم اگر فاطمه (عليهاالسلام) با اين مشكل مواجه مي‏شد چه مي‏كرد؟ و هم با مطالعه تاريخ زندگيش از او و از راه و روش او الهام مي‏گيريم و طريق خود را روشن و هموار كرده و به پيش رويم.

او ولي خدا بود داراي ايمان و عصمت، علي (عليه‌السلام) او را يکي از دو ركن جهان اسلام معرفي كرد كه ركن اول آن شخص پيامبر بود. و آن روز كه فاطمه (عليهاالسلام) از دنيا رفت علي (عليه‌السلام) با تأثر و اندوه فرموده بود اين همان ركن دومي بود كه از دست رفت (هذا ركن الاخر) و چنانچه پيامبر اکرم در مورد فاطمه عليهاالسلام فرموده بود: هذا احدالركنين [1] و آدمي براي استواري نيايش، ناگزير به ستون و ركني نياز دارد. هر قدر آن ركن مهمتر و سنگين‏تر، استحكام بنا و اعتماد ما بدان بيشتر و زيادتر است و اين خود نيز اسوهآموزي و الگوپذيري است كه آيات قرآن و روايات، ما را بدان توصيه مي‏كنند.

 

درس آموزي از فاطمه عليهاالسلام

براي فاطمه عليهاالسلام رمز و رازي الهي و مقصدي لاهوتي، معرفي كرده‏اند و در خور اسوه بودن براي بشريت. اسناد و روايات ما نشان مي‏دهند او ولي خداست، معصومه و محصوره از گناه است، آزاده است و آزاد از قيود بشر ساخته، داراي تقوائي بي‏نظير و ادبي كم نظيرتر در دنياي زنان. داراي رقّت قلب، ايمان آميخته با اركان وجودي، صبر و مقاومت در امور، حلم و متانت در كارها، علوّ روح، داراي سرعت در ادراك و تعقل جهت‏دار كه به سوي بينهايت است، داراي شجاعت گرفته از ايمان، تنها و تنها در جهان بشريت و نمونه ‏عالي حبّ خدا و اسوه در پرستش و نيايش، شرافت و جدال و برگزيده خدا و ... .

 

فاطمه عليهاالسلام جان داد ولي آبرومندانه، زندگي كرد ولي مدبرانه، مبارزه كرد ولي انديشمندانه، تسليم نشد حتي در بستر مرگ، راي خود را عوض نكرد حتي به بهاي جان، دست از دفاع از مقام ولايت علي (عليه‌السلام) برنداشت حتي به بهاي سقط فرزند، و از دامن علي (عليه‌السلام) دست نكشيد مگر به ضربه تازيانه، و وقتي که بيهوش شد. و اينها همه درس است براي آن كس كه حسرت جلال و شكوه فاطمه عليهاالسلام را در دل دارد.

و بدين سان همه عملكردها، مواضع، حالات و حركاتش درس است. زندگي او خود يك راه است و راه اسلام، مسلماني و راه فطرت با درسآموزي از فاطمه عليهاالسلام است كه مي‏توانيم دريابيم راه خدا چيست؟ راه ايمان و تقوا كدام است؟ راه حق‏طلبي و مبارزه و تلاش در راه هدف الهي كدام است؟.

فاطمه عليهاالسلام به زنان ما درس مي‏دهد، درس زندگي، درس جهاد و مبارزه، درس مرزداري ايدئولوژي و درس حضور اجتماعي در عين رعايت موازين شرعي و او آموزگار مسلم راهي است كه بشريت از ابتداي پيدايش خود تا امروز خواستار و متوقع شناخت آن راه و طي طريق در آن مسير بوده است.

 

عبرتآموزي از تاريخ

ما در مطالعه حيات فاطمه عليهاالسلام درسهائي مي‏آموزيم كه از يك سو درس عبرتاند و از سوي ديگر در خور ثبت در تاريخ براي راهآموزي ما. و در ضمن اين مطالعه با كساني آشنا شديم كه براي دستيابي به رتبه و مقام ظاهر و بزرگ و جلال و شكوه فاطمه عليهاالسلام را ناديده گرفته و خواستند از اين راه به نوائي برسند ولي خداي آن را براي هميشه‏شان پذيرا نشد.

ولي امروز نه آن دونانصفت حضور دارند و نه فاطمه عليهاالسلام؛ هر دو از جهان رخت بربستند و چه درس عبرتي از اين بالاتر كه مي‏بينيم ظالمان با خريد آن همه ننگ‏ها طرفي نيستند و ظلم و تجاوز و غصب‌شان براي آنها آبروئي نساخت و راه و روش شرم انگيزشان راهي و وسيله‏اي براي سعادت‌شان فراهم نكرد.

برخي شكوه فاطمه عليهاالسلام را فراموش كردند، به خاطر ناني، به دريوزگي درآمدن و به خاطر مقامي، با دستگاه ظلم همدست شدند، آزادگي خود، و حتي شرافت خويش را فروختند و مجري فرمان خائنان شدند كه در سايه آن فاطمه عليهاالسلام مجروح و زخمي به بستر افتاد و بر اثر همان صدمات جسمش ناتوان شد و از دنيا رفت.

ولي امروز نه آن دونانصفت حضور دارند و نه فاطمه عليهاالسلام؛ هر دو از جهان رخت بربستند و چه درس عبرتي از اين بالاتر كه مي‏بينيم ظالمان با خريد آن همه ننگ‏ها طرفي نيستند و ظلم و تجاوز و غصب‌شان براي آنها آبروئي نساخت و راه و روش شرم انگيزشان راهي و وسيله‏اي براي سعادت‌شان فراهم نكرد.

برخي شكوه فاطمه عليهاالسلام را فراموش كردند، به خاطر ناني، به دريوزگي درآمدن و به خاطر مقامي، با دستگاه ظلم همدست شدند، آزادگي خود، و حتي شرافت خويش را فروختند و مجري فرمان خائنان شدند كه در سايه آن فاطمه عليهاالسلام مجروح و زخمي به بستر افتاد و بر اثر همان صدمات جسمش ناتوان شد و از دنيا رفت.

آنان كه در آن روز جز به خود و نيت پست خود نمي‏انديشيدند اينك در كجايند و فاطمه عليهاالسلام در كجاست؟

آنها كه در زير پوشش‏هاي تبليغاتي خود خواستند نور خدا را خاموش كنند آيا به هدف خود رسيدند؟ آيا آنها عزت دارند يا فاطمه عليهاالسلام؟ ديديد كه اشك مظلوم چه‏ها كرد؟ و قطرات سرشك صاف و روان چگونه ريشه آنها را قطع کرد؟

فاطمه عليهاالسلام جان داد ولي آبرومندانه، زندگي كرد ولي مدبرانه، مبارزه كرد ولي انديشمندانه، تسليم نشد حتي در بستر مرگ، راي خود را عوض نكرد حتي به بهاي جان، دست از دفاع از مقام ولايت علي (عليه‌السلام) برنداشت حتي به بهاي سقط فرزند، و از دامن علي (عليه‌السلام) دست نكشيد مگر به ضربه تازيانه، و وقتي که بيهوش شد. و اينها همه درس است براي آن كس كه حسرت جلال و شكوه فاطمه عليهاالسلام را در دل دارد.

 

فاطمه عليهاالسلام محور درس‏ها

او محور درس‏هاست و در حيات شخصي، در عبادت و نيايش در كار و تلاش، در احساس تعهد و در انجام مسؤليت، در تكليف نسبت به خود و خدا و جامعه در هدفداري و در برنامه‏ريزي، در اعمال روش معين در امور، در نظارت اجتماعي، در امر به معروف و نهي از منكر و در مبارزه و حق‏طلبي.

براي فاطمه عليهاالسلام رمز و رازي الهي و مقصدي لاهوتي، معرفي كرده‏اند و در خور اسوه بودن براي بشريت. اسناد و روايات ما نشان مي‏دهند او ولي خداست، معصومه و محصوره از گناه است، آزاده است و آزاد از قيود بشر ساخته، داراي تقوائي بي‏نظير و ادبي كم نظيرتر در دنياي زنان.

او با عمل درس داد، درس توّلا و تبّرا، درس همرزمي با همسر در تعقيب هدف مشترك، درس صفا و اخلاص در كارها، درس انجام وظيفه هدايت براي زنان، درس كمككاري براي مردم، درس زير بازوگيري، درس بيان حق، درس از خود گذشتگي و ايثار، درس ثبات قدم در برابر متجاوزان و غاصبان، درس حجاب و پوشش، درس پرچمافرازي و گاهي پرچم ساختن مظلوميت، حتي پنهان کردن جنازه و قبر خود براي هشيار كردن.

 

- او دختري براي پدر است در احترام ‏پدر، رعايت حال او، دفاع از او، مهرورزي به پدر، رعايت شئون ‏او.

- او همسري است براي شوهر، همشأن او، كفو او، دوستي با شوهر، همرزمي با او، همگامي با او.

- او مادري است براي فرزندان، مادري متعهد، درس‏آموز، مهربان، صميمي و همراه، القاء كننده ايمان و اخلاق.

- او عضوي است براي جامعه، خود اهل احسان و خير، اهل هدايت و ارشاد، تمام كننده حجت.

- و او الگوي مكتب محمد (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) است.

 

مرزهاي درس آموزي

براي آن كس که طالب راه فاطمه عليهاالسلام و در مسير سعادت آموزي است، مرزهاي مطالعه و تحقيق در حياتش از اين ديدها و جنبه‏ها مي‏توانند مفيد باشند.

1- فاطمه عليهاالسلام در رابطه با خود: تلاش او در خداشناسي، خودسازي، پرورش ابعاد وجودي، حيات شخصي، رشد خود و ... .

2- فاطمه عليهاالسلام در رابطه با خداي خود در شناخت او از خدا در عبادت، اطاعت، تسليم، استمداد، توكل، هدف و خشيت از خدا، اميدواريها ...

3- فاطمه عليهاالسلام در رابطه با انسانها: پدر، مادر، اعضاي خانواده، همسر، فرزندان، خادمان، دوست، دشمن، مؤمن، كافر، مشرك، منافق و ... .

علي (عليه‌السلام) او را يکي از دو ركن جهان اسلام معرفي كرد كه ركن اول آن شخص پيامبر بود. و آن روز كه فاطمه (عليهاالسلام) از دنيا رفت علي (عليه‌السلام) با تأثر و اندوه فرموده بود اين همان ركن دومي بود كه از دست رفت (هذا ركن الاخر)

4- فاطمه عليهاالسلام در رابطه با دنيا: دنيا، ارزش آن، تلقي از آن، وظيفه‏اش در جهان، موضعگيري‏ها، نگرش‏ها ... .

5- فاطمه عليهاالسلام در رابطه با پديده‏هاي اين جهان: از نعمت‏ها، آب و خاك، حيوان، حق، باطل و عوامل و موانع رشد، پديده‏هاي مرئي و نامرئي ... .

6- فاطمه عليهاالسلام در رابطه با واقعيت‏هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، فقر و غنا و ديگر جنبه‏هائي كه از آن مي‏زايند.

و در سايه اين مطالعه و تحقيق راه‏ها روشن مي‏شوند. و آنگاه عزم و اراده‏اي نيرومند لازم است تا حيات خود را بر پايه اين شناخت‏ها استوار سازد. قدم در جاي قدم او بگذارد خوشبختي و بدبختي را بر اساس اين چارچوب‏ها تنظيم نمايد.

فاطمه عليهاالسلام؛ سنديت حق

فاطمه عليهاالسلام سند حق است در برابر باطل، سند زن اسلامي در برابر غير آن است. او سندي است براي معرفي زن و ارزش او و رشد او، و كمال او، و نمونه‏اي از يك همسر ايده‏آل، مادر ارزنده و عضوي براي جامعه، هادي زنان، الگوي نيايش، اسوه پوشش... .

فاطمه (عليهاالسلام) را بايد هميشه به ياد داشت و ياد او بايد ياد عشق در ايمان باشد و ياد عاطفه و احساس توام با تعقل او درخور ياد كردن و ذكر است؛ بدان خاطر كه تصوير آزادگي او به ما درس آزادي مي‏دهد، خاطره حقطلبيش به ما درس وظيفه و جرئت و شهامت مي‏دهد و يا مبارزه‏اش در ما روح مبارزات حق‏طلبانه را احياء مي‏كند.

و هم او سند مظلوميت است، سند حق‏طلبي است. كبودي بدنش خط روشني بر سيه روزي خصم است و ورم بازويش نشانه بدستيزي دشمن براي كوتاه كردن دست او از دامن حق و اين خود يك سند است. اثر ضربه‏هاي تازيانه بر بدن، خطوط كبودي در آن پديد آوردند كه هر كدام خطوط روشني است بر بي منطقي دشمن.

فاطمه عليهاالسلام امروز در ميان ما نيست ولي خاطره ناله‏هاي دردمندانه‏اش كه به خاطر نجات امت و اصلاح شوؤن آنها بر مي‏آمد هنوز در گوش‏ها طنينانداز است. و شهادت مظلومانه‏اش حاكي از مقاومت و خطابه جانانه‏اش پرچمي افروخته بر قلب تاريخ براي اعلام حق و قبر پنهانش اعلام نوعي ناامني پديد آمده از غاصبان حق.

سلام بر فاطمه (عليهاالسلام) و پدرش، سلام بر فاطمه (عليهاالسلام) و همسرش، سلام بر فاطمه (عليهاالسلام) و فرزندان و ذريه‏اش.

 

پينوشت:

1- ذخائر العقبي، ص 56.

 

منبع:

کتاب در مكتب فاطمه عليهاالسلام، دكتر علي قائمي، فصل 28.

 

ارسال نظر
CAPTCHA

جستجو

فاطمه برترین بانوی جهان
ام الهناء